زیر خاکستر من طوفانه

 

معنی سکوت من سکوت نیست

 

وقتی که از چشم تو افتادم

 

دیگه هیچ افتادنی سقوط نیست

 

انقد حالم خرابه که اگه

 

به کسی چیزی بگم از رازم

 

بدون اینکه خودم خواسته باشم

 

تورو از چشم همه میندازم

 

(بابک جهانبخش 

راز)

/ 5 نظر / 8 بازدید
Farzad

خیلی وقته تک و تنهام توی باغی از ترانه منتظر واسه یه خوبی، یه رفیق بی بهانه توی دنیای پر از گل واسه عالمی غریبم میون اینهمه خوبی این منم که بی نصیبم روزگاری زیر بارون، روزگاری بی قرارم جز یه لحظه مهربونی دیگه خواسته ای ندارم تو کنار من بشینی، دل خستمو ببینی بیای از تو باغ قصم یه شکوفه ای بچینی منم اون مترسکی که شدم عاشق کلاغا واسه من ابد بریدن میون حصار باغا آخه این صورت زشتو کی به من داده خدایا آدمارو دوست ندارم، عاشق شمام کلاغا با تو این پالتوی کهنه مثل ابریشم لطیفه تن پوشالی سردم مثل خواب گل ظریفه میدونم ازم میترسی، من با این چشمای خسته چجوری بدست بیارم دلتو با دست بسته؟ من با این لباس کهنه، صورت زمخت و زشتم خیلی وقته تک و تنهام، آره اینه سرنوشتم ای پرنده های غمگین از چشای من نترسین آدما گریمو دیدن، برین از اونا بپرسین منم اون مترسکی که شدم عاشق کلاغا واسه من ابد بریدن میون حصار باغا آخه این صورت زشتو کی به من داده خدایا آدمارو دوست ندارم، عاشق شمام کلاغا «مترسک-مازیار فلاحی»

امیر

بیا منم آپم، نارنگی-عطرمشهدی-باتری یا باطری(مطلب طنز)

Farzad

ماسه ها دانه دانه می افتند زندگی نرم نرم می میرد شیشه ی نیمه خالی خش دار نم نمک رنگ مرگ می گیرد ماسه ها دانه دانه در شیشه اشک ها قطره قطره بر گونه لب به لب های هم گذاشته اند روز و شب این دو جام وارونه مرگ در دور دست منتظر است سایه ها خواب دیده اند انگار کاش دستی مرا بچرخاند ماسه ها ته کشیده اند انگار ! «پست جدیدم حاضرشد...خوشحال میشم منو از نظرتون بهره مندکنید...ممنون[گل]»