با گریه های هر شبم دنبال مرحم نیستم

 

اینبار بشکن بغضمو فکر غرورم نیستم

 

کی گفته این خواهش منو تو چشم تو کم میکنه

 

این التماس آخرم خیلی بزرگم میکنه

 

باور نکن راضی بشم چون دوستت دارم بری

 

اینقد در ها رو وا نکن من که نمیزارم بری

 

یک عمر من پر پر زدم چون درد دوری کم نبود

 

اینها که میگم یک شب از چیزی که حس کردم نبود

/ 14 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Farzad

مردم اغلب غیرمنطقی،خودمحورومتعصب هستند،درهرحال آن هاراببخش! اگرمهربان باشی،مردم تورامتهممی کنندکه پشت این مهربانی هااهداف خودخواهانه پنهان شده است،درهرحال تومهربان باش! اگرموفق شوی،دوستان دروغین ودشمنان واقعی به دست خواهی آورد،درهرحال موفق شو! اگرصادق وصریح باشی ممکن است تورافریب دهند،درهرحال توصادق وصریح باش! چیزی راکه برای ساختنش سال هاتلاش کرده ای می توانندیک شبه خراب کنند،درهرحال توبساز! اگرآرامش وخوشبختی رابیابی،موردحسدواقع می شوی،درهرحال به دنبال خوشبختی باش! کارخوب امروزتورااغلب فردافراموش می کنند،درهرحال توکارخوبت راانجام بده! بهترین هایت رابه دنیابده واین ممکن است هرگزکافی نباشد،درهرحال توبهترین هایت رابه دنیابده! می دونی...درآخرهرچی بوده بین تووخداست،درهرحال هیچکدوم بین تووآن هانبوده! این جملات ممکنه بینش خیلی هاروتغییرنده،درهرحال توآن هارابرایشان ارسال کن! «پست جدید عالی بود...ممنون»

امیر

سلام یه مسابقه توی وبم میخوام بذارم لطفا از دسکتاپت (تمام صفحه) یه عکس بگیر و بفرست به ایمیلم.میتونی با برنامه snipping tool که خود ویندوز داره اینکارو بکنی. amirhosein76happy@yahoo.com

عباس

به کوچه اي رسيدم که پيرمردي از آن خارج مي شد؛ به من گفت :نرو که بن بسته! گوش نکردم ، رفتم. وقتي برگشتم و به سر کوچه رسيدم ؛ پير شده بودم!!! از نسيتهاي بزرگتر ها ساده نگذريد تا زندگي بهتر وسالمتري داشته باشيد آپــــــــــــــــــــــــــم(¯`(?)´¯) _____________$(_.^._)$$$$ آپــــــــــــــــــــــــــــم$$$$(¯`v´¯) _________________(¯`(?)´¯) آپـــــــــــــــــــــــــــــــــــم$(_.^._) ___$$$$$$$$آپــــــم$$$$$$$$§ _$$$$$$$$$$$$__$$$$§§(¯`v´¯)$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$(¯`(?)´¯)$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$(_.^._)$$ $$$$$$$$$$$$$$$$$(¯`v´¯)$$$$$ _$$$$$$$$$$$$$$$(¯`(?)´¯)$$$ ___$$$$$$$$$$$$$$(_.^._)$$ آپـــــــــم$$$$$$(¯`v´¯)$$$$$ آپــــــــــــــم$$$(¯`(?)´¯)$$ آپـــــــــــــــــــــم$(_.^._)$ ____________$$$$$$ آپـــــــــم$$$$(¯`v´¯) _________(¯`(?)´¯) آپـــــــــــــــــم$(_.^._) =) ____$آپـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عباس

به کوچه اي رسيدم که پيرمردي از آن خارج مي شد؛ به من گفت :نرو که بن بسته! گوش نکردم ، رفتم. وقتي برگشتم و به سر کوچه رسيدم ؛ پير شده بودم!!! از نسيتهاي بزرگتر ها ساده نگذريد تا زندگي بهتر وسالمتري داشته باشيد آپــــــــــــــــــــــــــم(¯`(?)´¯) _____________$(_.^._)$$$$ آپــــــــــــــــــــــــــــم$$$$(¯`v´¯) _________________(¯`(?)´¯) آپـــــــــــــــــــــــــــــــــــم$(_.^._) ___$$$$$$$$آپــــــم$$$$$$$$§ _$$$$$$$$$$$$__$$$$§§(¯`v´¯)$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$(¯`(?)´¯)$ $$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$(_.^._)$$ $$$$$$$$$$$$$$$$$(¯`v´¯)$$$$$ _$$$$$$$$$$$$$$$(¯`(?)´¯)$$$ ___$$$$$$$$$$$$$$(_.^._)$$ آپـــــــــم$$$$$$(¯`v´¯)$$$$$ آپــــــــــــــم$$$(¯`(?)´¯)$$ آپـــــــــــــــــــــم$(_.^._)$ ____________$$$$$$ آپـــــــــم$$$$(¯`v´¯) _________(¯`(?)´¯) آپـــــــــــــــــم$(_.^._) =) ____$آپـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

khatereh

سلام عزیزم وب شیکی داری تبریک میگم عزیزم من تازه وبمو راه اندازی کردم و خوشحال میشم سر بزنی وبا نظرات قشنگت من و خوشحالم کنی[لبخند] واگه موافقی تبادل لینک کنیم لطفا اومدی وب اگه هم نظر بودی واسه تبادل لینک آدرس وب و بنویس تا منم لینکت کنم[نیشخند] منتظر حضور گرمت هستم یاحق[گل]

khatereh

سلام عزیزم وب شیکی داری تبریک میگم عزیزم من تازه وبمو راه اندازی کردم و خوشحال میشم سر بزنی وبا نظرات قشنگت من و خوشحالم کنی[لبخند] واگه موافقی تبادل لینک کنیم لطفا اومدی وب اگه هم نظر بودی واسه تبادل لینک آدرس وب و بنویس تا منم لینکت کنم[نیشخند] منتظر حضور گرمت هستم یاحق[گل]

Farzad

یک زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکویت نیز خرید. او بر روی یک صندلی دسته دار نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد. در کنار او یک بسته بیسکویت بود و در کنارش مردی نشسته بود و داشت روزنامه میخواند. وقتی که او نخستین بیسکویت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکویت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت.پیش خود فکر کرد: «بهتر است ناراحت نشوم ، شاید اشتباه کرده باشد.»ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکویت برمی داشت، آن مرد هم همین کاررا می کرد. این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی خواست واکنش نشان دهد. وقتی که تنها یک بیسکویت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد: «حالا ببینم این مرد بی ادب چه کار خواهد کرد؟» مرد آخرین بیسکویت را نصف کرد و نصفش را خورد. این دیگه خیلی پررویی می خواست! او حسابی عصبانی شده بود. در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت

عشق ونفرت

سلامدوست عزيز وبلاگت خيلي خوب بود به منم سر بزن تاباهم تبادل لينك كنيم منتظرتمااااااااااااsilentlove73.blogfa.comبا عنوان عشق ونفرت ادرس وبلاگمه بيااااااا

عشق ونفرت

سلامدوست عزيز وبلاگت خيلي خوب بود به منم سر بزن تاباهم تبادل لينك كنيم منتظرتمااااااااااااsilentlove73.blogfa.comبا عنوان عشق ونفرت ادرس وبلاگمه بيااااااا